27 مرداد 1398 - 12:40

کد مطلب : 422683

تعداد کل نظرات : 0 نظر

تاریخ انتشار : ۱۶:۴۰ ۱۳۹۷/۱۱/۲۴

دایی: من فحش شنیدم اما بقیه استفاده کردند

شهریار فوتبال ایران، ظهر امروز و در سالروز تولد خود، طی مراسمی از سردبیران رسانه های مختلف ورزشی میزبانی کرد.

علی دایی در سالروز تولد خود، مهمان های ویژه ای را ظهر امروز به دعوت خود درآورد و نشستی صمیمانه با آنها داشت. دایی در حضور سردبیران رسانه های ورزشی پس از گفتگویی صمیمانه، به سوالات آنها درباره شرایط خود، تیم سایپا، تیم ملی و هر آنچه اتفاقات حول فوتبال بود، پاسخ داد.


فوتبالم را در بهترین زمان به پایان رساندم


در دوران بازی کردنم به این نتیجه رسیدم که با قهرمانی به کار خود پایان دهم اما در حال حاضر و در دوران مربیگری به این موضوع نرسیدم که بخواهم به یکباره کارم را رها کنم. به غیر از خودم، هیچ کسی از تصمیم درباره پایان دوران بازی خبر نداشت. اما من بهترین کار را انجام دادم چرا که تصمیمی بود که خیلی به آن فکر کرده بودم و از قبل برنامه ریزی کرده بود. هم تیمم قهرمان شده بود و هم خودم گل پایانی ام را زده بودم پس بهترین زمان برای خداحافظی بود.


درباره مربیگری به این نتیجه نرسیدم که کناره گیری کنم


اما در باره کار مربیگری، تا الان به چنین چیزی نرسیدم که بخواهم از کار مربیگری ام کنار بروم. اتفاقا الان درباره مربیگری عاشق‌تر شده ام. البته من فوتبال را شغل نمی دانم . اگر فوتبال را شغل می دانستم با همین زمانی که برای فوتبال گذاشتم در کارهای دیگر می توانستم بسیار پردرآمدتر باشم. زمانی که فوتبال از من می گیرد شاید هیچکدام از کارهای دیگر من نبرد. اما من عاشق فوتبالم و آن را دوست دارم.


دوست دارم 10 نفر از کنار من تشکیل زندگی بدهند


من این همه سال در فوتبال زحمت کشیده ام و انتظار دارم 10 نفر در کنار من بتوانند تشکیل خانواده بدهند و زندگی خوبی داشته باشند. آنها بتوانند به تیم ملی راه پیدا کنند. همیشه هم می بینید که دوست دارم با جوان ها کار کنم. بارها شده با جوانانی کار کردم که بعدا استفاده آن را مربیان باشگاهی یا تیم ملی برده اند همین هم برای من خوشحال کننده اس که باعث رشد 10 جوان بشوم.

آرزوی خدمت به مردم دارم اما فعلا به تیم ملی فکر نمی کنم


من معتقدم کسی که در تیم ملی کار می کند وسوسه نمی شود بلکه باعث افتخارش است. خدمت کردن به مردم آرزوی خیلی هاست ولی نمی توانند متاسفانه به مردم  خدمت نمی کنند. ما هم آرزو داریم همین کار را کنیم. البته فعلا به تیم ملی فکر نمی کنم. من در حال حاضر به باشگاهم و به بازی هایی که داریم فکر می کنم تا در جایی که کار می کنیم بتوانیم مثمرثمر باشیم.


قطعا جز 11 بازیکن برتر تاریخ فوتبال ایران نیستم


اگر من بخواهم یک تیم 11 نفره منتخب از تاریخ فوتبال ایران انتخاب کنم قطعا نام خودم را در آن نمی آوردم. ما آنقدر بازیکن های بزرگی داشتیم که برای حضور در یک منتخب، از من واجب تر هستند. شاید دلیل برجسته شدن من به کارهای غیر از فنی فوتبال مربوط باشد اما از لحاظ فنی خیلی ها از من جلوتر بودند به همین خاطر خودم را نمی توانم در جمع 11 بازیکن منتخب قرار دهم. این حرف من اصلا شکسته نفسی هم نمی کنم. با همه دوست هستم و همه بازیکنان قدیمی را هم دوست دارم.


به خاطر مسی بارسلونایی شدم


من مسی را از همه فوتبالیست های دنیا بیشتر دوست دارم. یعنی آنقدر به این بازیکن علاقه مندم که اگر او در بارسا نباشد این باشگاه را دیگر دوست نخواهم داشت.


با کسی مشکلی ندارم اما صدا و سیما به دنبال خراب کردن من بود


من دوستان خوبی در صدا و سیما دارم. من از هیچ کسی دلخوری ندارم. شاید درخواست من از صدا و سیما نادرست باشد، شاید سیستم آنها به گونه ای که چنین کارهایی را دوست دارند انجام دهند. همه می دانند من چرا با دوربین های صدا و سیما مصاحبه نمی کنم. وقتی دوستان می آید و با یک سیاهی لشگر که متاسفانه یا خوشبختانه الان فراری است و چندین بار حکم جلب وی را گرفتیم اما نتوانستیم دستگیرش کنیم، مصاحبه می کند و حرف های او را بی کم و کاست و بدون تحقیق پخش می کند مطمئنا به دنبال چیز دیگری هستند. نه یک بار، نه دو بلکه سه بار، این اصرار آنها به پخش این موضوع باعث می شود اعتماد من به آنها از بین برود. وگرنه من با کسی مشکلی ندارم. مشکل را آنها ایجاد کردند. چرا یک بار زیرنویس نزدند که فردی که این صحبت ها را علیه من به زبان آورده در حال حاضر متواری است؟


حرف های یک متواری درباره من را پخش کردند


چطور آن موقع رفتند و از جاهای مختلف و دور را پیدا کردند و علیه من از او مصاحبه گرفتند اما چرا الان نمی آیند برای پیدا کردنش به من کمک نمی کنند؟ این کار برای این است که امثال علی دایی را جلوی مردم خراب کنند. وگرنه تمام کسانی که در صداوسبما مشغول هستند دوستان خوب من هستند و با آنها هیچ مشکلی ندارم. همیشه با هم تلفنی حرف می زنیم و همدیگر را می بینیم. ناراحتی من از این است که چرا به قهرمانان مان جور دیگری نگاه می شود؟ اصلا زمانی بوده که ما بخواهیم به حیثیت مردم لطمه بزنیم که بخواهند ما را رسوا کنند؟ من نمی فهمم که چرا بعضی اوقات این موضوع پیش می آید که می خو اهند کسی مانند من را پیش مردم خراب کنند؟

 خیلی دلشان می خواست من را خراب کنند


همه مجری‌‌ها به غیر از یک نفر به آن دامن زدند. شما اول بیایید ببینید چه اتفاقی رخ داده و صحت و سقم آن را به دست آورید و بعد خبری را پخش کنید. امثال من را با این خبرها نمی‌‍توانید خراب کنید. خیلی دلتان می‌خواست من را خراب کنید و بهانه دست شما بود. اما گذشت زمان صداقت حرف‌های من را ثابت کرده است. من از تیم ملی آمدم بیرون و آن زمان حقیقت را بازگو کردم و بعد از آن حقیقت برای همه شما مشخص شد.


نیازی به دروغ ندارم کار کرده باشم می گویم


من نیازی به دروغ گفتن ندارم. شاید یک موقع آدم از کوره در برود و یک حرفی را بزند. اما بنده الان با این سن و سالی که دارم به خودم این اجازه را نمی‌دهم هر حرفی را بزنم و خودم را خراب کنم. وگرنه آن کسی که این اخبار را پخش کرد چرا یک بار دیگر نیامد و چیزی نگفت؟ چون واقعیت این نبوده است. یک و سال و خورده گذشته پس چرا چیزی معلوم نشده؟ اگر من زد و خورد کرده باشم پس من باید پاسخگو باشم. چرا کسی را که من زدمش فرار می‌کند؟


از ایران بیرون می روم دلتنگ هموطنانم می شوم


متاسفانه یک طرز فکر نادرستی را راجع به امثال من در صدا و سیما پخش کردند وگرنه هیچکس اندازه من ایران را دوست دارد. کلی فرصت داشتم تا بروم اما ماندم اینجا و دوست دارم تا آخر عمر هم بمانم. وقتی به آمریکا می‌روم  دلم برای ایران و هموطنانم تنگ می‌شود. خانمم می‌گوید چه شده؟ دوباره قاطی کرده‌ای؟ اما نمی‌توانم و دلم تنگ می‌شود. در خصوص قضیه کرمانشاه کلی شایعه پراکنی کردند اما یک بار زیر نویس نکردند که از سلبریتی‌ها پیگیری کردیم و چیزی نبوده است؟ چرا یک بار صدا و سیمایی که همه برنامه می‌سازد به کرمانشاه نرفت و کارهایی که من کردم را پخش نکرد؟ من که احتیاجی به این چیزا نداریم و فقط به خاطر خدا و دلمان این کارها را انجام دادیم. مطمئن باشید از این به بعد هم بیشتر انجام می‌دهیم. چرا یک بار نشان ندادند؟ پس حتما خصومتی دارند یا شاید به یک نفرشان سلام نکردیم! یا شاید سیاست آن‌ها است.


گسی یک قدم برایم بردارد دو هزار قدم برایش بر می دارم


یک بار می‌نویسند که من را آگاهی خواسته است اما نمی‌نویسند که مشکلات حل شد. این همه زیر نویس می‌کنند که آقای دادستان فلان حرف را زد اما چرا یکبار نمی‌گویند این سلبریتی‌ها تبرئه شدند؟ من مشکلم این است و وگرنه من مشکلی ندارم. وگرنه من دوست دارم به خط برنامه نود رفته و از تیمم دفاع کنم. عین آب خوردن سر سایپا را در بازی با سایپا بریدند. یک پنالتی و گل صد در صد سالم ما را نگرفتند و من باید می‌آمدم و حرفم را می‌زدم. ما با کسی کاری نداشتیم اما آن‌ها اذیت می‌کنند. همه می‌دانند که یک نفر برای من قدمی بردارد من برای او هزار قدم برمی‌دارم. یک بار بیایید و از موضع خود پایین بیایید. یک چیزی درست کردند و خانم من آمد گفت علی تو را به قرآن ضربه به کسی زدی؟ گفتم خانم به قرآن نزدم. زدن چه معنی دارد؟ شما در همان ورزشگاه تختی چه تعداد دوربین دارید؟ پرنده آنجا نمی‌تواند پر بزند. چطور فیلم همه صحنه‌ها است و فیلمی که من این آقا را کت زدم نیست؟ یک خورده منطقی باشید.

برچسب ها : علی دایی

ارسال دیدگاه

عناوین

مطالب مرتبط